بهونه زندگی(علی)

بزرگ مرد کوچک زندگیمان

علی بزرگ مرد کوچک زندگی ما

 

 

         

           

           

 

روزهای زیبای خدا

سلام و صد سلام😍 نیومدم نیومدم یه دفعه شب تولدم اومدم😊 26 ساله شدم🙃 خیلی وقته برات ننوشتم این مدته خدا رو شکر روزای خوبی داشتیم اولیش و مهم ترینش کار بابایی بود که خدا رو شکر راضیم از9ام خرداد ما مشغول به کار شد اینجا با چند نفر دوست شدی ببین چطور دارین چاله میکنید😅 داخل دهنت که آب رفت بابایی بهت گفت آب نخوری تف کن (ببخشید) بعد شما چون یاد نداشتی بلند میگفتی تف تف رفتیم دریا ساری فرح آباد امسال چون خاله فاطمه به روال هر سال نتونست جشن نیمه شعبان بگیره ماه رمضون تولد امام حسن جشن گرفت کیکش هم خودم درست کردم که خیلی از ظاهرش راضی نبودم چون خیییلی یه دفعه ای شد و به روال پارسال امسال هم رفتیم حافظان وحی و جایزت ...
4 مرداد 1397

مشهد جان

سلام قشنگکم خوبی مهربون داریم میریم سفر ولی دوتایی بدون بابایی،به همراه مامان جون و حاج بابا میریم مشهد،بابایی هم که مشغول کاره نمیتونه بیاد ولی از اونجایی که تودلت خیلی هوای سفر کرده بود خودم این پیشنهاد رو دادم و همراه مامان و بابام شدیم الان که دارم برات مینویسم ساعت۰۰:۵۹ دقیقه هست و شما در آغوش بابایی داری حسابی به قول خودت بغل بغل میکنی که چند روزی نیستی دلت برا بابایی تنگ نشه و به بابایی میگی اگه میومدی خیلی خوب میشد و بابایی هم برات توضیح میده که نمیتونه الهی قربون دل گنجشکت بشم ۱۱ام یعنی سه شنبه بعد نماز صبح حرکت میکنیم به امید خدا الان چند وقتیه میگی بریم دریا که بابایی نه شرایط کاری و نه شرایط روحیش اجازه نمیده ...
11 ارديبهشت 1397

سال۱۳۹۷(سگ)

سلام پسرنازم سال جدید مبارک ایشاا... روز به روز از زندگیت در کنار ما لذت ببری علی آقای فوتبالی عاشق فوتبال شدی فرقی هم نمیکنه فوتبال کجا باشه همه رو میبینی گاهی بهت میگم فقط یک ساعت اجازه داری ببینی کارتون ببین میگی نه فوتبال میبینم تمام بازی ها رو دنبال میکنی و وای به روزی که ببازین اول بغض بعد هم گریه همراه خنده که مثلا ما متوجه گریت نشیم کلاس قران هم خدا رو شکر عالی پیش میره ،منتظر کتاب جدید هستیم انشاا... به زودی کتاب جدید شروع میکنید فاطمه همکلاسیت شاید از شهر ما برن دلمون تنگ میشه برای شیرین زبونیهاش یادمه یا بار که معلمتون مریض بود و بجاش دوستش میومد گفت باید دست مامان باباها رو بوسید فاطمه گفت چرا گفت ...
26 فروردين 1397

تولد گل پسری

سلام پسر نازمامان و بابا تولدت مبارک 🏻 🏻 🏻 🏻 امسال هم دوتا تولد داشتی یه تولد کوچولو با خونواده بابایی و یه تولد کوچیک دیگه با خونواده مامانی تولدت امسال دقیقا جمعه بود مثل ٥سال پیش که دنیا اومدی شب تولدت بابایی سرکار بود و عمو محمد دوست بابایی اومد دنبال قفس برای پرندش ساعت۰۰:۰۵ دقیقه همون تو حیاط با عمو محمدشون برات تولد تولد خوندیم و بابایی چراغ قوه گوشیش رو به جای شمع روشن کرد و شما فوت کردی همون شب زن دایی علی خدابیامرز و خاله معصومه و خاله زهرا ی مامانی و بابایی اومدن خونمون مامان جون هم آش درست کرد و آورد من هم ژله فرداشبش هم خونواده بابایی دعوت بودن و یه شام مختص...
19 بهمن 1396

علی جانان

[img:photos/file_50402.jpg] عاقای خواننده نانی که تزیین کردی [img:photos/file_50406.jpg] [img:photos/file_50405.jpg] [img:photos/file_50404.jpg] عزیزم حرف ج رو هم دیگه یادگرفتی قبلا به ج میگفتی چ کبوترهای امام زاده عبدا... از اون روز به بعد زیاد مینویسی [img:photos/file_50403.jpg] یک شنبه ۱۷/ دی خانم معلمت زنگ زد که بچه ها رو میخوایم ببریم پارک الان شما چندوقته قول این پارک رو از ما گرفتی ولی اصلا فرصت نمیشد بریم برای همین ماهم از خدا خواسته گفتیم حتما میایم و کلی هم خوش گذشت اون همکلاست هم اسمش مهرگانه [img:photos/file_50410.jpg] [img:photos/file_50409.jpg] ...
1 بهمن 1396

همچی از علی

علی جان خوشگلم این مدت رفتیم دندونات درست کردیم اینم استوری اینستاگرام خانم دکتر این عکس جلسه اوله که اینقدر همکاریت عالی بود عصب کشی و روکش رو یه روزه انجام دادن،جلسه بعد فرفره جایزه گرفتی با برچسب و روز آخر بازی فکری که البته خودمون برات خریدیم چون دکترت فراموش کرده بود برات بخره بازی های شما اینجاهم تولد جرج میمون جان هست سوغات مشهد حاج بابا و مامانجون و سوغات مشهد خاله محدثه هم چتر سوت دار که البته سوغات ها رو سفارش دادی بیارن برات اینم از سوغات کربلا دایی جون و عمو میثم فرفره خانم دکتر قدس الهی کلاس قرآن هم آموزش حروف خدا ر...
23 آذر 1396

آمدم با عکس

سلام عزیزم اومدم با چند تا عکس میدونی داری چکار میکنی؟؟؟ داری گلاب میپاشی رو سر عزادارها فدات بشم خلاق کوچولوی من خوب بریم ادامش از بعد دسته روی ها دسته روی داخل خونه ما شروع شده کلاس قرآنی خوب پیشم میره خدا رو شکر و علاقه زیادی داری ترکیب حروف شروع شد تو این عکس بهم میگی مامان م دم بریده بهش یه چیز وصله شعرهاش هم دم بریده دم نداره هرچی بهش بچسبون دم دارا دم دارن هیچی بهش نچسبون خلاقیت مادرانه شلوارت که خیلی نو بود سر زانوش پاره شده بود منم این مدلیش کردم خیلی ناز میشی وقتی میپوشی انشاا... عکس گرفتم ازت میزارم حت...
18 مهر 1396

محرم۹۶

محرم۹۶هم آمد اما بدون دایی جان و مادرجون دیگه داری ساد میگیری نگی خونه مادرجون و بگی خونه پدرجون گاهی اشتباه میگی ولی سریع اصلاحش میکنی امسال هم به روال هر سال روز تاسوعا جلو دسته آش پخش کردیم خونه پدر جون هرسال مادرجون آشپز بود ولی امسال زنعمو محدثه هرسال اسم عمو علی رو اعلام میکردن برای فاتحه اما امسال شد دوتا اسم خدایا شکر خاله ی عزیزم میدونم هنوز هم نگران بچه هات هستی میدونم هنوز هم روزی ۱۰۰تا سوره توحید رو که همیشه به نیت سلامتی و سربلندی تک تک نوه هات میخوندی رو میخونی ما همچنان به دعا های خیرت محتاجیم دعا کن برای به آرامش رسیدن دل حسینت،دیروز گریه میکرد میدونم بودی و دیدی فقط نتونستی اشکاش پاک کنی ...
11 مهر 1396

تولد های شهریوری🎈🎈🎈

شب تولد دایی جون حسین۱۵/شهریور سایش هزارسال بالا سر خونوادش درحال دیدن خندوانه شب تولد باباجون۲۰/شهریور مشغول کباب کردن رفتیم نمایشگاه هم اجرا برنامه کودک داشن هم مسابقه دارت ،گلف و خوندن قرآن اینم جایزه قرآن خوندنت و آموزش حرف خیلی خوب پیش میری جدیدا داخل کتاب ها یا سردر مغازه ها و یا روی وسایلی که از مغازه میخریم حروفی رو که یاد گرفتی رو میخونی 🏻 تولد صبا و سجاد البته با کمی تاخیر دوقلوها متولد۶/اسفند هستن که خوب امسال اتفاقا باعث شد عقب بیفته ۲۵/شهریور/۹۶شنبه تولد گرفتن کیک کار مامانی و هدیه های زندایی جون به شما راستی امروز رفتیم د...
26 شهريور 1396