بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 43 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
مامان زینبمامان زینب، تا این لحظه: 34 سال و 3 ماه سن داره
یکی شدنمونیکی شدنمون، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره
آشیونه پرمهرمونآشیونه پرمهرمون، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
مرد کوچولوی ما علی مرد کوچولوی ما علی ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره
ثبت خاطرات علی آقاثبت خاطرات علی آقا، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

بهونه زندگی(علی)

👨‍👩‍👦زندگی زیباست وقتی ما سه تا کنار هم باشیم👨‍👩‍👦

از علی

1394/2/1 15:44
نویسنده : مامان علی آقا
508 بازدید
اشتراک گذاری

از علی

         برای علی

شنبه شب(۲۸/فروردین)زنگ زدم که با آبجی فاطمم صحبت کنم وقتی صحبتم تموم شد قطع کردم بعد علی گفت:منم صبت کنم (صحبت)

برای همین بغلش کردم که خودش شماره بگیره و با خاله جون صحبت کنه(البته بهش میگم کدوم عدد رو بزنهزبان)

بعد نشست رو صندلیش و شروع کرد به صحبت کردن.و ماجرای ظهر که برده بودمش کوچه برای خالش تعریف کرد.

فردا صبحش(۲۹ام)شارژر گوشی باباش رو گرفته رفته زده به پریز من داخل آشپزخونه بودم اومدم این صحنه دیدم.یه دفعه سرجام ایستادم و با یکم اخم به علی نگاه کردم

بعد میگه:باشما کاری نداشتمخندونک

منخنده

عکس زیری هم باباش تازه از سرکار اومده بود(همون روز).هوا که گرم شده در باز میزارم بعد ما رفتیم داخل اتاق مشغول صحبت بودیم وقتی برگشتیم دیدیم علی اینجاستخندونکبعد کفش باباش پاکردهخندونک

دیشبم (۳۱ام)انگشتر باباش دست کرده میگه:من شدم بابایی

عکس اینو بعدا میزارم

پسندها (3)

نظرات (2)

فاطمه & فائزه
3 اردیبهشت 94 12:38
ای جانم وقتی داره با تلفن حرف میزنه دستاشو نگا خدا حفظش کنه ماشالله
مامان علی آقا
پاسخ
وای ممنون اینم از طرف علی برای خاله های گلش
مامان علی
4 اردیبهشت 94 10:36
ماشاالله به این شیرین کاریهاش خیلی وروجکی
مامان علی آقا
پاسخ
ممنون خاله ی گل آره خیلی داره وروجک میشه