عکسای جیگر مامان
سلام
این پست فقط عکسای گلمونه

اینجا دقیقه لحظه ساعت تحویله که یکمی بدم افتاد .قندعسل شگوم شده بود


اینم اولین روز سال۹۴ که علی رو بردیم پارک شهر

نفسم به نفس این دو بنده

اینجا هم اول خود علی رو تنها نشوندیم ازش عکس بگیریم ولی انگار ترسید از صدایه فواره ها بعد همسرم گرفتش ولی بازم آروم نشد

این عکسم از باغ محل کار بابایی که ۳ام فروردین ۹۴ رفتیم اونجا.توگفتی جارو میخوام بابایی هم یه شاخه کوچیک درخت داد بهت شما کلی جارو کردی آخرشم جارو رو تیکه تیکه کردی



عشق های زندگیم درحال قدم زدن




این موتوریه که قبل سر ختنه علی جون خاله محدثه جونش براش خریده بود.که البته الان علی بهش میگه:این بابا محسنه!کلاه داره،عینک داره،تازه وقتی دستش رو درمیاره میگه:دست بابا محسن در آوردم

اینجا هم نمیدونم چرا اما فک کنم سر شکلات بود که بهش ندادم ناراحت بود بعد چندتا عکس که گرفتم خندید


اینجاهم از حموم اومدی و البته یکمم خودتو لوس کردی که عکس نگیر



اینجا هم داری برنامه عموپورنگ نگاه میکنی


از اون موقعی که برنامه عمو پورنگ شروع شده علی عاشق شخصیت پهلون پنبه شده
همش میگه:پس کی پهلون پنبه میاد
یا هی میگه:بم بالا بم با،پهلون پنبه
یا اینکه میکه:میشینه میگه بادم کن


گروهی بسیار هنرمند و ماهر.با اجرای بسیار زیبا و دوست داشتنی.من خودم از بچگیم عاشق برنامه های عموپورنگ بودم.
اینجاهم ظهرش با،بابایی و عموهادی وسلما رفته بودین مغازه بعد این کامیون دیدین رفتین رو با سلما شبش که داشتیم از خونه عمو هادی میومدیم میگی:بریم کامیون مردم









عکسای جیگر مامان 


